X
تبلیغات
برنامه ریزی درسی و تحصیلی - برنامه ریزی برای آموزش اثر بخش

 

 


 

 

 

 

برنامه ریزی برای آموزش اثر بخش

 

 

راهنمای برای تدوین برنامه درسی

 

 

 

تألیف: تیم.ال.ونتلینگ

 

ترجمه:دکتر محمد چیذری

 

 

 

 

 

 

انتشارات دانشگاه تربیت مدرس

34

 

بخش اول: مقدمه

فصل اول: شرحی اجمالی درباره این راهنما

 

فصل دوم: فرایند تدوین برنامه درسی

 

 

بخش دوم:تدوین برنامه درسی

فصل سوم: تعیین نیازهای آموزشی

 

فصل چهارم: : تعیین اهداف آموزشی

 

فصل پنجم: شناسایی و سازماندهی محتوا

 

فصل ششم: تعیین روشها و فنون تدریس

 

فصل هفتم:تعیین مواد کمک آموزشی

 

فصل هشتم: تهیه آزمونهای لازم برای اندازه گیری میزان یادگیری فراگیران

 

 

 

 

کتاب برنامه ریزی برای آموزش اثربخش که راهنمایی است به منظور تدوین برنامه درسی ابتدا توسط دکتر تیم ونتلینگ رئیس بخش آموزش فنی- حرفه ای تحت نظارت و مسئولیت سازمان ترویج و آموزش کشاورزی تهیه شده بود، بعداً برای آسانی استفاده و خوانا بودن بوسیله یک تیم بررسی مورد پیش آزمون قرار گرفت. پیشنهادها و توصیه های مفید و منحصر به فرد حاصل از بررسی و پیش آزمون شصت مربی در ده کشور مختلف بطور یکپارچه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و بعد ا برخی اصلاحات و تجدید نظر این راهنما مورد استفاده قرار گرفت.

این کتاب مربیان را در زمینه چگونگی تعیین نیازها، نحوه تعیین اهداف، سازماندهی محتوا، نحوه انتخاب روشها و فنون تدریس، تهیه منابع مورد نیاز، تهیه طرح درس، تهیه آزمونها و روشهای مناسب اندازه گیری و سنجش میزان یادگیری فراگیران و نحوه آزمایش و بازنگری فعالیتهای آموزشی یاری میکند و با ارائه دستورالعملهای روشن و مرحله به مرحله به زبانی ساده و گویا چگونگی برنامه ریزی، اجرا و ارزشیابی برنامه درسی را برای دوره های آموزشی مختلف به کسانی که فعالیت های آموزشی را بر عهده دارند ارائه می دهد.

این کتاب راهنمایی است که برای تدوین برنامه درسی دوره های آموزش کشاورزی، اما اصول ارائه شده در این کتاب یکسری اصول کلی و عمومی است که میتوان از آنها در تهیه هر برنامه آموزشی استفاده کرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بخش اول: مقدمه

 

 

فصل اول: شرحی اجمالی درباره این راهنما

 

 

 

 

 

 

 

 

تدوین برنامه درسی چست؟

برنامه ریزی برای آموزش چیزی است که ازآن بعنوان تدوین برنامه درسی[1] یاد میشود. یک برنامه درسی طرح کلی و کلان یک فعالیت آموزشی است.

منظور از تدوین  برنامه درسی، برنامه ریزی اصولی و نظام یافته جهت تهیه و طراحی یک فعالیت یا دوره آموزش می باشد.

در واقع تدوين برنامه درسي فرايندي است كه به منظور تشخيص نيازها، تهيه اهداف اختصاصي، شناسايي و سازماندهي محتوا، انتخاب روش و تهيه مواد مورد نياز جهت ارزيابي آموزش و فراگير مورد استفاده قرار مي گيرد.

حاصل تدوين برنامه درسي يك طرح آموزشي و چند طرح درسي است كه معلم  را در كار آموزش راهنمايي و هدايت مي كند.

(طرح درس در واقع يك دستور كار يا راهنماي آموزشي است كه به مربي          مي گويد چه كاري را در چه زماني انجام دهد).

طرح درس شامل اين موارد است:

* اهداف اختصاصي

* رؤوس مطالب، محتوا

* روشهاي آموزش

* زمان تقريبي مورد نياز براساس حجم مطالب

* منابع آموزشي مورد نياز

* تكاليف مخصوص فراگيران

* روش ارزشيابي

* طرح آموزش

 

 

 

چرا به تدوين برنامه درسي نياز داريم؟

تدوين برنامه درسي فرايندي است كه آموزش را صرف نظر از كم يا زياد بودن آن نظام مند يا سيستماتيك مي كند.

با توجه به تحقيقاتي كه كارشناسان آموزش و برنامه ريزي درسي در زمينه نحوه يادگيري مردم و بهترين روشهاي مربوط به سازماندهي و ارائه اطلاعات به منظور افزايش تأثير و كارايي يادگيري انجام داده اند ميتوان گفت برنامه ريزي درسي ابزاريست براي طراحي آموزش سيستماتيك و نظام مند جهت ارائه مؤثر مطالب آموزشي.

برنامه ريزي درسي كه در نهايت بصورت طرحها يا برنامه هاي كتبي جهت ارائه آموزش منظم تهيه ميشود و داراي محاسن ذيل مي باشد:

-   حصول اطمينان از كيفيت آموزش.

-   ارائه نقشه ای از شرح دوره ها و برنامه های درسی به معلم که در نهایت سبب جلوگیری از مشکلات احتمالی در طی دوره می شود.

-   حصول اطمینان از مطابقت آموزش در مواقعی که بیش از یک مربی دوره را تدریس میکند یا وقتی که مربی همان دوره را بیش از یکبار آموزش می دهد.

 

چه وقت باید برنامه درسی را تدوین کرد؟

تدوین برنامه درسی فعالیتی است که در هنگام برنامه ریزی آموزشی انجام میشود. بعبارتی هر گاه لازم باشد آموزشی ارائه شود برنامه درسی تدوین میگردد.

 

چه کسانی می توانند از این راهنما بهره مند شوند؟

همه افرادی که به نحوی در امر آموزش دخالت دارند و یا مسئول هماهنگی فعالیت های آموزشی هستند می توانند از این راهنما بهره مند شوند.

 بطور عمده مخاطبان این راهنما عبارتند از:

مربیان تازه کار، مربیان با تجربه، آن دسته از کارشناسان فنی که برای انتقال فنون از آموزش استفاده می کنند، مدیران آموزشی.

 

 

منظور از تهیه این راهنما

هدف از نگارش این راهنما بهبود و بهسازی آموزش از طریق تدوین برنامه های درسی نظام یافته تر واثر بخش

فصل دوم

 

فرایند تدوین برنامه درسی

فرایند تدوین برنامه درسی شامل 7 مرحله می باشد و مباحث این کتاب عمدتاً حول محور این 7 مرحله دور می زند. این 7 مرحله شامل موارد ذیل است:

مرحله اول: تعیین نیازهای آموزشی

مرحله دوم: تعیین اهداف آموزشی

مرحله سوم: سازماندهی محتوای آموزشی

مرحله چهارم: انتخاب روشها وفنون تدریس

مرحله پنجم: شناسایی منابع و تهیه مواد کمک آموزشی

مرحله ششم: تهیه آزمونها و روشهایی برای سنجش میزان یادگیری فراگیر

مرحله هفتم: آزمایش و بازنگری فعالیتهای آموزشی

بخش دوم: تدوین برنامه درسی

 

فصل سوم:تعیین نیازهای آموزشی.

 

یکی از جنبه های مهم در فرایند تدوین برنامه درسی آنست که تعیین کنیم چه مطالبی باید در آن منظور شود.با توجه به اهمیت بالای برنامه درسی فرایند تصمیم گیری در مورد اینکه چه محتوایی باید در برنامه منظور شود نیز اهمیت دارد. محتوا باید با نیازها و مشکلات عمده فراگیران و همچنین دانش و اطلاعات بالقوه آنان و اهداف تعیین شده ارتباط داشته باشد.کل فرایند تصمیم گیری در مورد اینکه چه مطالبی در آموزش منظور شود تعیین نیازهای آموزشی نامیده میشود، که به 2 مرحله اصلی تقسیم می شود.

1-                        شناسایی نیازها: با استفاده از فرایند تشخیص نیازها میتوان در مورد لزوم طراحی یک دوره آموزشی و همچنین تعیین موضوعات خاص یا اجزاء و عناصر یک دوره آموزش تصمیم گرفت.

مرحله تشخیص نیازها شامل سه خرده فعالیت است که عبارتند از:

-   تعیین اختلاف بین رفتار مطلوب و رفتار واقعی: رفتار مطلوب رفتاری است که انتظار داریم افراد به آن عمل کنند یا نسبت به آن آگاه باشند. رفتار واقعی همان رفتاریست که از فرد در حال سر زدن است.

با تعیین اختلاف بین این دو رفتارمیتوان ضرورت ایجاد تغییر را مشخص کرد.

-   تعیین علت ناهمخوانی یا اختلاف: 3 عامل میتواند در افراد تأثیر بگذارد و باعث ایجاد اختلاف بین رفتار مطلوب و واقعی آنها شود.

الف: افراد نمی دانند چگونه یا چه وقت عمل کنند( مسائل دانشی و مهارتی)

ب: شرایط حاکم بر محیط مانع از عمل آنها می شود( مسائل محیطی)

ج: افراد فاقد انگیزه هستند( مسائل انگیزشی)

-   شناسایی راه حل برای مسأله: بایید بخاطر داشته باشید که آموزش راه حل تمام مسائل نیست. فرایند شناسایی یا تشخیص نیازها باید به شما کمک کند تا اطمینان حاصل کنید که آموزش با مسائل آموزشی منطبق است، اگر این عمل بطور موفقیت آمیز انجام نشود این احتمال وجود دارد که بتوانید برنامه آموزشی خود را بنحو احسن به اجرا در آورید ولی نتوانید مسأله ای را که راه حل آن آموزش بوده حل کنید.

مسائل دانشی ومهارتی مسائلی هستند که از طریق آموزش حل می شوند.اگرچه مسائل انگیزشی، سازمانی و محیطی ممکن است به سختی حل شوند، ولی برنامه های آموزشی مؤثر به رفع بعضی از این مشکلات کمک می کند.

 

2-                        تجزیه و تحلیل نیازها: همانطور که بیان شد نیاز آموزشی وضعیتی است که در آن بین "آنچه هست" و "آنچه باید باشد" اختلاف وجود دارد. این اختلاف ممکن است در دانش، مهارت و نگرش هایی باشد که فراگیران با آنها نیاز دارند تا بتوانند کارهای خود را بنحو احسن انجام دهند.

تجزیه و تحلیل نیازها به شناسایی دقیق این اختلاف کمک میکند. تجزیه و تحلیل فرایندی است که طی آن یک مجموعه پیچیده به اجزای کوچکتر تقسیم میشود. این مفهوم فقط مختص مسائل آموزشی نیست لذا میتوان آنرا برای ساده تر کردن و درک کردن هر چیزی که از عناصر متعدد تشکیل شده باشد مورد استفاده قرار داد.

فرایند تجزیه و تحلیل نیازها مستلزم آنست که مشکل یا نیاز آموزشی به قسمتهای اصلی تقسیم شود تا راه شناسایی و درک محتوا هموار شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل چهارم: تعیین اهداف آموزشی

 

همانطور که قبلاً بیان شد ارزیابی نیازها پایه و اساس هر آموزشی  را تشکیل می دهد.

اگر عیب و نقصی در عملکرد افراد وجود داشته باشد که از کمبود دانش و مهارت نشأت گرفته باشد میتوان آنرا یک نیاز آموزشی تلقی کرد. وقتی وجود نیازی که ارزش برآورده شدن را دارد به اثبات رسید باید آنرا یک هدف محسوب کرد. پس از تشخیص نیازها باید مشخص کنید که دقیقاً از فراگیران انتظار دارید چه کارهایی را به چه نحوی انجام دهند تا مورد قبول شما واقع شود (تعیین هدف).

وقتی اهداف یادگیری مناسب تعیین شد اولین قدم در راه حصول اطمینان از اینکه آموزش خواهد توانست نیازهای شاگردان را برآورده سازد برداشته شده است.

 

نقش اهداف

بطور کلی در جریان آموزش اهداف به دو دسته تقسیم بندی می شوند:اهداف کلی و اهدا جزئی که هر یک نقش و کارکرد خاص خود را دارند.

اهداف کلی: اظهارات نسبتأ جامعی هستند که جهت کلی برنامه های آموزش و یادگیری را تشریح می کنند.

آموزش اثربخش آموزشی است که شاگردان را قادر سازد کارهایی را که برای آنها در نظر گرفته شده بنحو احسن انجام دهند. آن تغییراتی که شما در نظر دارید از طریق آموزش در دانش آموزان بوجود آید اهداف اختصاصی نامیده می شوند.

اهداف اختصاصی شرح فعالیتهایی است که فراگیر در پایان دوره قادر به انجام آنها باشد. این اهداف جهت رسیدن به نتایج معین هم بر مربی تأکید دارد و هم بر فراگیر.

 

 

 

فواید بیان اهداف بصورت اختصاصی:

-        کمک به مربی جهت طراحی و اجرای آموزش مؤثری که تأمین کننده دانش و مهارتهای مورد نیاز فراگیران است.

-        کمک به فراگیران در ایجاد درکی روشن نسبت به انتظارات معلم در پایان دوره آموزش

-        کمک به مربی و فراگیر جهت ارزشیابی میزان یادگیری

 

 

تهیه اهداف

در بیشتر تعاریف ارائه شده اهداف به اصطلاحاتی از قبیل "هدف عملکردی"[2] یا "رفتاری"[3]برخوردیم.

این اصطلاحات بیانگر اینست که اهداف بعنوان رفتارهایی تشریح میشوند که می توانیم آنها را در وجود فراگیران مشاهده کنیم و آنها را مورد سنجش قرار دهیم.

بنابراین هدف رفتاری هدفی است که دقیقاً به مربی و فراگیر نشان می دهد چه عملکردی در پایان دوره آموزش مورد مشاهده یا سنجش قرار می گیرد.

در یک هدف رفتاری 3 نوع اطلاعات وجود دارد.

1-  شرایط: تشریح کننده موقعیت، محدودیتها[4]، ‌ملزومات، مواد، ابزار و تجهیزاتی است که تحت تأثیر آنها رفتار صورت می گیرد.

شرایط را میتوان با عبارتهایی از قبل"بدون مراجعه به راهنما" یا "مطابق نظر خود" تشریح کرد.

مثال:دانش آموز باید بتواند با استفاده از فهرستی از نام شعرای پانصد سال بعد از اسلام نام شعرای سیصد سال اول بعد از اسلام را انتخاب کند.   

2-  عملکرد: رفتار قابل مشاهده ای که فراگیران باید از خود نشان دهند تا مشخص شود چه انداره به نتایج مورد انتظار رسیده اند.

برای تشریح رفتار یا عملکرد مورد انتظار باید از افعال عملکردی مانند تشریح کردن،‌رسم کردن، جمع آوری کردن، طبقه بندی کردن و... که بیانگر رفتا قابل مشاهده هستند استفاده شود.

مثال: دانش آموز باید در پایان درس بتواند کتابهای کتابخانه مدرسه را بر حسب رنگ، انداره یا حرف اول نام نویسنده طبقه بندی کند.

3-  استاندارد یا ملاک عملکرد: میزان کار مورد نیاز یا دقت و کیفیت کاری است که باید انجام شود.

استاندارد عملکرد فراگیران را از کیفیت و کمیت کاری که از آنها انتظار میرود آگاه می سازد.

مربی باید تشریح کند که فراگیران کار را به چه نحوی و با چه کیفیتی انجام دهند که از آنها پذیرفته شود. استانداردها را میتوان بصورت درصد واقعی موفقیت، دقت مورد نظر، تعداد خطاهای مجاز، زمان مجاز برای اتمام وظیفه عنوان کرد.

مربی باید حتی الامکان استانداردها را بصورت کمی مشخص سازد.

مثال:دانش آموز باید بتواند بدون کمک معلم یا هر کس دیگری حداقل 90 درصد مسائلی را که معلم به او می دهد درست حل کند.

مثال: یادگیرنده بتواند یک صفحه مطلب را از انگلیسی به فارسی با استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی به فارسی ترجمه کند. ترجمه او در صورتی پذیرفته خواهد شد که برای هر 100 کلمه بیش از دو غلط نداشته باشد.

 

نکاتی که باید در تهیه اهداف مورد توجه قرار داد:

-        بخاطر داشته باشید که اهداف تشریح کننده رفتار فراگیر است نه وظایف مربی یا فرایند یادگیری. اهداف را مورد بررسی قرار دهید تا مطمئن شوید که تشریح کننده انتظاراتی است که شاگردان پس از پایان آموزش قادر به انجام آن خواهد بود.

-        اهداف را به زبان ساده و روشن و با عبارات کوتاه بیان کنید.

-        اهداف باید قابل حصول باشند.

-        اهداف باید از نظر فراگیران با ارزش تلقی شوند.

-        اهداف باید بصورت جزئی بیان شوند و عملکرد، شرایط و استانداردها را دارا باشند.

 

فصل پنجم: شناسایی و سازماندهی محتوا

 

همه فعالیت ها برای تعیین نیازها و تعیین اهداف جهت تعیین محتواست.

ترتیب ارائه محتوا مرحله مهمی در فرایند تدوین برنامه درسی تلقی می شود، زیرا ممکن است تأثیر زیادی بر کم و کیف یادگیری داشته باشد.

در صورتی که مربی در ترتیب ارائه محتوا اشتباه کند ممکن است هم خودش و هم فراگیران سردرگم شوند وآموزش برای آنها خسته کننده و بی نتیجه شود.

سازماندهی محتوا دارای اصولی است که عبارتند از:

 

اصل اول: ارائه مطالب از ساده به مشکل

با حرکت از مطالب ساده به سمت مطالب پیچیده میتوان یادگیری مطالب ساده را بتدریج در فراگیران تقویت کرد و ازین طریق حس اعتماد به نفس آنها را جهت یادگیری مطالب پیچیده بالا برد.

 

اصل دوم: حرکت از کل به جزء

ارائه مطالب کلی قبل از پرداختن به جزئیات مطلب باعث میشود در فراگیر تصویر روشنتری از موضوع بوجود آید.

 

اصل سوم: استفاده از یک روش سازماندهی رایج

دو روش رایجی که برای سازماندهی محتوا وجود دارد عبارتند از:

الف)رعایت ترتیب زمانی

ب) ارائه مطالب بر طبق سهولت یادگیری

 

اصل چهارم: حرکت از معلوم به طرف مجهول

طبق نظریه یادگیری آدمی دانش و مهارتهای خود را با اضافه کردن و ربط دادن معلومات جدید به دانش قبلی خود کسب می کند. بنابر این مربی باید ترکیب و ترتیب محتوا را طوری تعیین کند که با معلومات فعلی فراگیران شروع شود  به طرف دانش جدید حرکت کند (تطبیق معلومات جدید با قدیم).

اصل پنجم: استفاده از ترتیب عملکرد وظایف

یعنی ترتیب محتوا بر طبق روال عادی انجام وظایف تنظیم شود. این امر باعث تسیهیل جریان یادگیری از سوی فراگیران می شود.

 

فصل ششم: انتخاب روشها و فنون تدریس

 

علاوه بر لزوم توجه و تمرکز بر تدوین اهداف و تنظیم و سازماندهی محتوا مربی بید یک مجموعه فعالیت های یادگیری نیز برای فراگیران در نظر بگیرد بگونه ای که این فعالیت ها محتوا را بطور تأثیر گذار به فراگیران منتقل کند.

 

انواع روشهای تدریس

استفاده از روشها و فنون متعدد در جریان آموزش سبب افزایش علاقه یادگیرندگان، مشارکت فعال آنان و بالا رفتن کارایی برنامه می شود.

روش تدریس استراتژی یا تاکتیکی است که مربی از آن استفاده می کند تا فراگیران به اهداف آموزشی برسند.

دو هدف عمده ای که با  انتخاب و استفاده از روشهای تدریس مناسب بدنبال آن هستیم:

-        محتوای تعیین شده توسط معلم براحتی منتقل شود.

-        موجبات علاقه فراگیر به آموزش و شرکت در این فرایند فراهم شود تا بدینوسیله یادگیری تسهیل و تسریع شود.

از بین روشهای تدریس موجود 8 روش مرسوم و متداولند که عبارتند از:

1-  تدریس بوسیله ارائه حضوری یا سخنرانی: یک روش تدریس مستقیم توسط مربی است که رایجترین و در عین حال کم تأثیرترین روش آموزشی محسوب می شود.

در این روش مربی اطلاعات را بر اساس اصول رسمی و قراردادی به فراگیران ارائه میدهد تا آنها از طریق گوش دادن و مشاهده بتوانند اصول را یادبگیرند و درک کنند.

محاسن این روش عبارتند از:

-        امکان ارائه مطالب به تعداد زیادی از فراگیران

-        امکان ارائه حجم زیادی از مطالب در مدت زمان کوتاه

-        امکان کنترل برنامه زمان بندی شده برای ارائه هر مطلب توسط معلم وجود دارد.

معایب این روش عبارتند از:

-        ارتباط یکطرفه[5] است.

-        فراگیران اغلب غیر فعالند[6](امکان فعالیت فراگیران وجود ندارد).

-        در صورت استفاده طولانی از این روش، آموزش برای فراگیران کسل کننده و ملال آور است.

سخنرانی اثر بخش بوسیله مربی معمولا با کمک جزوات، چارتها و اسلایدها انجام می شود.

جزوات برای ارائه حقایق و نشان دادن شکلها،چارتها بعنوان راهنما و پشتیبانی کننده تدریس و اسلایدها جهت نشان دادن فعالیتهای پیچیده استفاده می شوند.

1-  روش بحث گروهی:عبارتست از تبادل شفاهی عقاید، نظرات، محتوای درسی و ذهنیت ها بین مربی و فراگیر به منظور روشن شدن موضوع و تقویت فرایند درک محتوای آموزش.

محاسن روش بحث گروهی:

-        تشویق فراگیران به همکاری و تشریک مساعی

-        تحریک و ایجاد انگیزه در فراگیران

-        استفاده از استعداد و دانش و تجربیات گوناگون تمام فراگیران در جریان تدریس

معایب روش بحث گرهی:

-        وقت گیر بودن

-        در صورت عدم سازماندهی درست ممکن است بحث از هدف اصلی به سمت مسائل حاشیه ای کشیده شود.

-        در صورت کم بودن تعداد فراگیران قابل استفاده است.

1-  روش نمایش: عبارتست از سخنرانی یا تدریس توأم با شرح تصاویر یا مراحل صحیح انجام یک کار.    

 محاسن روش نمایش:

-        امکان ربط اصول آموزش داده شده در کلاس با شرایط عینی واقعی

-        ایجاد علاقه در فراگیران

-        امکان کنترل سرعت بحث توسط مربی و مطابقت آن با نیاز فراگیران

معایب روش نمایش:

-        همه فراگیران نمیتوانند نمایش را بخوبی مشاهده کنند لذا مربی باید نمایش را برای گروههای کوچک برنامه ریزی کند.

-        نمایش باید دقیق باشد ازینرو مربی باید با دقت تمام آن را سازماندهی کند. در صورتی که اشکال یا اشتباهی در خلال نمایش پیش آید تأثیر آن از بین می رود.

1-  روش خواندن: یک روش انفرادی برای ارائه اطلاعات به فراگیران است. در این روش مربی کتابهایی را در اختیار فراگیران قرار می دهد. محتوای کتابها شامل مطالبی است که فراگیران را با روشهای کسب مهارت آشنا می کند.

 

محاسن روش خواندن:

-        خواندن می تواند موجب صرفه جویی در وقت شود. ممکن است فراگیران بتوانند مطالب را سریعتر از صحبت کردن مربی از روی کتاب بخوانند.

-        فراگیران می توانند مطالب را برای استفاده در آینده و مراجعات بعدی در اختیار داشته باشند.

-        با این روش مربی اطلاعات را بطور هماهنگ به فراگیران ارائه می دهد.

معایب روش خواندن:

-        اگر خواندن برای مدت طولانی ادامه پیدا کند خسته کننده خواهد شد.

-        به دلیل تفاوت سرعت فراگیران در خواندن مطالب کنترل میزان پیشرفت گروهی فراگیران مشکل است.

-        تعیین اینکه آیا فراگیران مطالب را یاد می گیرند و تکالیف خواندنی خود را واقعاً انجام می دهند برای مربی کار دشواری است.

1-  روش تمرین: مربی در این روش مسائلی  را در ارتباط با موضوع تدریس در اختیار فراگیران قرار می دهد تا آنها را حل کنند. تمرین به فراگیر امکان می دهد هم مهارتهای جدیدی که از طریق روشهای دیگر آموخته عملاً انجام دهد و هم دانش و مهارتهایی را که کسب کرده تقویت کند.

محاسن روش تمرین:

-        فراگیر فعالانه در فرایند یادگیری مشارکت دارد.

-        باعث سهولت در یادگیری مطالب می شود.

-        به فراگیر این امکان را میدهد که مهارتهای جدید را عملاً‌در یک چارچوب کنترل شده انجام دهد.

معایب روش تمرین:

-        وقت گیر است.

-        تهیه تمریناتی که نیاهای همه فراگیران را برآورده سازد دشوار است.

1-  روش مطالعه موردی: در مطالعه موردی مربی اطلاعات مفصلی را پیرامون یک وضعیت در اختیار فراگیران قرار می دهد و آنها را راهنمایی می کند تا در مورد آن تصمیم بگیرند یا مسأله ای را که در ارتباط با آن وضعیت است را حل کند.

    مطالعه موردی معمولا در شرایط واقعی انجام می شود. نتیجه عمده یک مطالعه موردی معمولاً نوعی توصیه یا تصمیم است. مطالعه موردی می تواند کوتاه یا طولانی، انفرادی یا گروهی باشد.

محاسن روش مطالعه موردی:

-        مطالعه موردی در بالا بردن قدرت تجزیه و تحلیل و همچنین مهارت در حل مسائل مؤثر است.

-        مستلزم مشارکت فعال فراگیران است.

-        مربی میتواند پیشرفت فراگیران را مشاهده کند.

 

معایب روش مطالعه موردی:

-        وقت گیر بودن

-        حفظ اطلاعات بصورت دقیق و روز آمد دشوار است.

-        آماده کردن یک مطالعه موردی خوب مشکل است.

1-  روش ایفای نقش: فراگیران نقش یک وضعیت واقعی از زندگی را در محیط آموزشی ایفا می کنند.

محاسن روش ایفای نقش:

-        تجربیات زندگی واقعی را در اختیار فراگیران قرار می دهد.

-        مربی می تواند عملکردی را که فراگیران پس از تکمیل آموزش باید انجام دهند شبیه سازی کند و به آنان نشان دهد.

-        امکان تشریح وضعیت های دشوار و خطر آفرین بدون هیچ ریسکی وجود دارد.

معایب روش ایفای نقش:

-        در صورت برنامه ریزی نادرست نتایج مورد نظر حاصل نمیشود و هیچ گونه یادگیری صورت نمی گیرد.

-        تهیه و آماده کردن مراحل ایفای نقش وقت و حوصله زیادی طلب می کند.

-        ممکن است این روش توسط فراگیران جدی تلقی نشود و به دید بازی و سرگرمی به آن بنگرند.

1-  روش بادید میدانی یا گردش علمی: گردش علمی عبارتست از بازدیدی که گروهی از افراد به منظور بررسی یا مشاهده اشیا یا محلی بصورت یک روزه یا چند روزه به عمل می آورند تا اطلاعاتی درباره آن کسب کنند.

در این روش به فراگیران رصت داده میشود تا مسائلی را که باید حل کنند یا مهارتهایی که باید یاد بگیرند مشاهده کنند و عملاً با آن درگیر شوند.

مربی میتواند از گردش علمی جهت آشنا کردن فراگیران با موضوع دروسی که در آینده می آموزند و یا مرور مطالب آموزش داده شده در کلاس و چگونگی استفاده از آنها در زندگی واقعی استفاده کند.

محاسن روش گردش علمی:

-        بازدید میدانی فرصتی است برای فراگیران تا چیزهایی را که مشاهده کردنشان در کلاس درس میسر نیست با استفاده از تمام حواس خود تجربه کنند.

-        گردش علمی علاوه بر ایجاد تنوع، موجبات بروز تغییر در سرعت یادگیری فراگیران را فراهم می کند.

-        گردش علمی به فراگیران می آموزد چگونه مطالب را که در کلاس درس فرا گرفته اند در زندگی واقعی خود بکار گیرند.

معایب روش گردش علمی:

-        برنامه ریزی برای گردش علمی به صرف وقت زیادی نیاز دارد.

-        در صورتی که گردش علمی فاقد کنترل لازم باشد فراگیران آنرا اتلاف وقت تلقی خواهند کرد نه فعالیت آموزشی.

-        ممکن است همه فراگیران تجربه یادگیری یکسانی را کسب نکنند.

 

 

انتخاب روشهای تدریس مناسب

عوامل عمده: عوامل زیادی انتخاب یا تدوین روشهای تدریس را تحت تأثیر قرار می دهد.

4       عامل کلی وجود دارد که مربی باید هنگام انتخاب روشها مورد ملاحظه قرار دهد:

1-  اهداف یادگیری: نتایج آموزشی پیشنهاد شده چیست؟ از فراگیران انتظار میرود در پایان دوره چه چیزهایی یاد بگیرند یا چه کارهایی انجام دهند؟

درواقع توقع درک کردن چیزی توسط فراگیران، انتظار از آنان برای انجام دادن کاری که قبلاً قادر به انجام آن نبوده اند و تلاش در جهت تغییر نگرشها و ارزشهای رایج در نزد آنان را اهداف یادگیری می گویند. هر کدام از این اهداف روش خاص خود را طلب می کنند.

آموزش برای درک کردن: اگر میخواهید فراگیران مطالب را بخوبی درک کنند اطلاعات لازم را با استفاده از امکانات زیر در اختیار آنان قرار دهید.

 

-        مواد نوشتاری یا چاپی

-        سخنرانی بوسیله مربی

-        نمودار

-        نمودار ویدئو و نوار کاست

-        مطالعات موردی

-        نمایش

همچنین برای درک بهتر مطالب مربی باید از روشهایی استفاده کند که امکان مرور نکات مهم، استفاده از مثالهای واقعی و اظهار عقاید و نظرات جدید به روشهای متفاوت و بهرهگیری از واژه ها وقیاسهای آشنا در آنها وجود داشته باشد.

 

آموزش برای پرورش مهارت: اگر میخواهید فراگیران شما بتوانند در نتیجه آموزش کار جدیدی ارائه دهند باید از روشهایی استفاده کنید که در آنها امکان تمرین با استفاده از مهارت جدید، تأمین الگوهای مثبت و منفی و تأمین بازخورد به منظور تقویت وجود داشته باشد.شما میتوانید از روشهایی مثل ایفای نقش،‌ نمایش، ‌نوار ویدئو و تمرینهای ساخت دار استفاده کنید.

 

آموزش به منظور تغییر نگرشها و ارزشها: برای کمک به تغییر نگرشها و ارزشهای فراگیران مربی باید از روشهایی استفاده کند که هم تفاوت بین ارزشهای قدیم و جدید را روشن سازد و هم فرصت لازم برای تجربه ارشهای جدید را در اختیار فراگیران قرار دهد.

 

 

از جمله روشهایی که در این زمینه به فراگیران کمک می کند عبارتند از:

-        ایفای نقش

-        بازدید میدانی یا گردش علمی

-        مطالعات موردی

-        فیلم و نوار ویدئو

-        تمرینات و بازیهای ساخت دار[7]

1-  محتوای آموزش: مربی با توجه به موضوع و محتوای دوره در مورد انتخاب روشهای نظری و عملی تصمیم گیری می کند.

2-  مربیان: آیا مربیان صلاحیت و شایستگی کافی برای استفاده از وسایل ارتباطی مختلف هستند؟ میزان تجربه، آموزش با استفاده از روشهای آموزشی و آموزش رسمی را میتوان جزء شاخصهای صلاحیت مربی محسوب کرد.

3-  ویژگیهای فراگیران:موقع انتخاب یک روش آموزشی،‌مربی باید تعداد شاگردان، میزان تحصیلات، انتظارات و دیگر ویژگیهای فراگیران را در نظر بگیرد.

یک قاعده منطقی برای تعیین شمار افراد به این شرح است:

روش تدریس

تعداد فراگیران

ارائه حضوری یا سخنرانی بوسیله مربی

نمایش                                              

بحث گروهی

مطالعه موردی

ایفای نقش

بازدید میدانی یا گردش علمی

 

40-10

10-3

10-3

20-2

15-5

25-5

 

 

هر قدر فراگیر باتجربه تر باشد استفاده از روشهای آموزشی متکی به مربی هم باید به همان اندازه کمتر شود، برعکس هر قدر تجربه فراگیران کمتر باشد اتکا به روشهای مربی مدار باید بیشتر باشد.

بهتر است مربی قبل از شروع آموزش تا حد امکان اطلاعاتی درباره فراگیران بدست آورد بعد از آن به انتخاب بهترین و مناسب ترین روش آموزشی بپردازد.

*شرایط عملی: به قابلیت اجرا[8] یا انجام پذیر بودن روش آموزشی از لحاظ محیط آموزشی،‌محدودیتهای زمانی، مواد موجود و محدودیت های مالی مربوط می شود.

ترتیب چیده شدن و فاصله صندلیها، میزان سروصدا و روشنایی محل آموزش، انواع تجهیزات و مواد آموزشی بیانگر شرایط عملی هستند.

 

طرز انتخاب روشهای تدریس مناسب

 

مرحله اول: تبیین هدف آموزش

به منظور انتخاب روشهای تدریس یک به یک اهداف باید تشریح و تبیین شوند.

 

مرحله دوم: تعیین عملکرد مورد نظر

بر طبق اهداف تعیین شده چه نوع عملکردی را از فراگیران انتظار دارید؟ آیا منظورتان یاد گرفتن و درک کردن مطالب بوسیله فراگیران است؟ آیا سعی دارید نگرشها و ارزشهای آنان را تغییر دهید؟

 

مرحله سوم: لحاظ کردن ویژگیهای فراگیران

 

مرحله چهارم: فهرست کردن روشهای تدریس مناسب

بدلیل زیاد بودن روشهای تدریس نیازی نیست مربی با همه آنها آشنا باشد، اما اگر با فن کاربرد روشی آشنا نیست و نمیتواند آنرا بطور مؤثر بکار گیرد باید به تجربه خود و دیگران برای رفع این نقیصه اتکا کند.

 

مرحله پنجم: در نظر گرفتن شرایط عملی.

مرحله ششم: کوتاه کردن دامنه فهرست و اقدام به انتخاب نهایی.

در این مرحله مربی باید مشخصات ویژگیهای روشهایی که انتخاب کرده را با هم مقایسه کند و از بین آنها روشی را انتخاب کند که هم با شرایط کاری فراگیران مطابقت داشته باشد و هم اینکه آنان را وادار سازد برای دستیابی به اهداف تمرین کنند.

همیشه از بین چندین روش مشابه خوبی که وجود دارد روشی را انتخاب کنید که هم بیشترین امکان دسترسی به آن وجود داشته باشد و هم از نظر شما راحت ترین روش تلقی شود.                                                                                                                                                                                                                                                                    

فصل هفتم: تهیه مواد کمک آموزشی

 

اصولاً مواد کمک آموزشی منابعی هستند که اگر بطور صحیح مورد استفاده قرار گیرند مربی را در دستیابی به اهداف آموزشی معین کمک خواهند کرد.

 

 انواع مواد کمک آموزشی

طیف مواد کمک آموزشی[9] بسیار متنوع است بطوری که دامنه آنها از مواد ساده یعنی جزواتی که یک مربی تهیه می کند تا مواد پیچیده ای که بوسیله مؤسسات مختلف تولید می شود متفاوت است.

مربیان باید از ویژگیهای هر نوع مواد کمک آموزشی آگاه باشند و آنهایی را استفاده کنند که به بهترین وجه نیازهای آنان را برآورده می سازد.

مواد کمک آموزشی را میتوان به 2 دسته مهم تقسیم کرد: مطالب نوشتاری و چاپی و مواد شنیداری- دیداری.

1-  مطالب نوشتاری: مطالبی هستند که روی کاغذ چاپ میشوند و معمولاً حاوی پیامی هستند که آموزش را پشتیبانی می کنند.

مطالب نوشتاری همچنین می توانند جزئیات مورد نیاز آموزشهای ارائه شده در جلسه آموزش را تأمین کند و در تقویت یادگیری و مرور مطالب ارائه شده نیز بکار روند.

رایجترین مطالب نوشتاری موجود در آموزش و یادگیری عبارتند از:

جزوات درسی، کتابهای تمرین،‌مأخذ یا منابع فنی، ‌مجلات و روزنامه ها، خود آموز،‌ تکالیف، کتابچه های راهنما، کتابهای درسی و جزوات آموزشی.

محاسن مواد کمک آموزشی نوشتاری:

-        مطالب نوشتاری می تواند جهت انتقال اطلاعات به فراگیران جایگزین مربی شود.

-        مطالب نوشتاری با هزینه بسیار کم و در مدت کوتاه قابل تهیه و توزیع بین فراگیران هستند.

-        مطالب نوشتاری قادر به هدایت فعالیت های یادگیری هستند. جزوات و تکالیف درسی میتوانند توجه فراگیر را به قسمتهای مهم محتوای آموزشی جلب کرد.

-        مطالب نوشتاری قادر به انتقال اطلاعاتی به مراتب عمیقتر از اطلاعاتی است که در طی جلسات آموزشی ارائه می شود.

-        برخی مطالب نوشتاری را می توان بعنوان خود آموز مورد استفاده قرار داد که در اینصورت می توانند یادگیری مستقل را فراهم کنند.

محدودیتهای مواد کمک آموزشی نوشتاری:

-        مطالب نوشتاری را نمی توان سریعاً با موقعیت خاص آموزشی یا اهداف مورد نظر منطبق ساخت زیرا اینگونه مطالب معمولاً برای شرایط عام آموزشی تهیه می شوند.

در بیشتر مواقع وقت و تخصص لازم برای تهیه این مواد صرف نمیشود. به همین دلیل ممکن است خوب و مناسب تهیه نشده باشند و کیفیت مطالب چندان مطلوب نباشد.

-        سبک زبان و نگارش مطالب کمک آموزشی نوشتاری اغلب فراتر از سطح سواد خواندن عامه مردم است، لذا چنین مطالبی ممکن است برای افراد تحت آموزش مناسب نباشد یا به علت عدم عادت مطالعه در فرگیران مورد خواندن یا مطالعه قرار نگیرد.

-        تهیه مواد چاپی در بیشتر نقاط جهان کار مشکلی است ( اغلب در کشورهای در حال توسعه). در صورت موجود بودن مطالب چاپی باید با وضعیت محلی تطبیق داده شوند و به زبان محلی برگردانده شوند که مسلماً این اقدام وقت زیادی می برد.

2-  مواد شنیداری- دیداری: مواد شنیداری- دیداری به آندسته از مواد کمک آموزشی اطلاق می شود که برای تقویت روشهای گوناگون آموزشی مورد استفاده قرار میگیرند و معمولاً به حس بینایی یا شنوایی متکی هستند.

این مواد به منظور روشن ساختن تأکید و تأمین اطلاعات مورد نیاز برای سخنرانیها،‌ نمایشها، بحثهای گروهی و روشهای دیگر مورد استفاده قرار می گیرند.

 

 

مهمترین مواد شنیداری- دیداری عبارتند از:

عکس و تصویر، پوستر، ‌نوار ویدئویی،‌ پروژکتور، ‌چارت برگردان،‌ اسلاید، نوار کاست و...

محاسن مواد کمک آموزشی شنیداری- دیداری.

-        ایجاد تنوع و انگیزه در جلسه آموزشی و کمک به حفظ توجه و علایق فراگیران.

-        تأمین سایر اطلاعات مورد نیاز برای یادگیری.

-        ایجاد فضای عینی و پویا در جریان آموزش.

-        تسریع در درک و هضم پیامها.

-        کمک به تقویت اعتماد به نفس مربی و ایجاد کیفیت و پیوستگی بیشتر در مطالب مورد نظر.

 

محدودیتهای مواد کمک آموزشی شنیداری- دیداری

-        نیاز به هزینه،‌تخصص، منابع و امکانات تولیدی زیاد.

-        نیاز به تجهیزاتی مانند پروژکتور،‌فیلم، اسلاید،‌ویدئو و دستگاههای دیگر که عدم وجود نیروی برق میتواند مانع استفاده از این مواد شود.

-        نیاز به مهارت خاص جهت ارائه اثربخش در برخی از وسایل شنیداری- دیداری

-        نبود شرایط میدانی در همه مناطق جهت تولید این مواد.

زمینه پردازی، ‌چاپ پوستر و تولید مواد دیگر ممکن است به منابع و امکانات اساسی نیاز داشته باشد که فقط در مراکز شهری بزرگ یافت می شود.

 

تهیه مواد کمک آموزشی نوشتاری

تهیه مواد کمک آموزشی فرایندی پیچیده است و هر نوع مواد کمک آموزشی نیز دارای ویژگیها و روش تهیه خاص خود است.

در اینجا یک روش کلی و عمومی برای تهیه همه آنها ارائه می شود.

مرحله اول: در وهله اول منظور از تهیه مواد نوشتاری باید مشخص شود که باید مستقیماً با اهداف آموزشی در ارتباط باشد.

معمولا هدف از تهیه مواد نوشتاری تأمین اطلاعات زمینه ای جهت تشریح جزئیات و ارائه راهنمایی برای تمرین یا عمل است.

با ارائه اطلاعات زمینه ای قبل از شروع آموزش، مفهوم صحیحی از دوره به فراگیران ارائه میشود. این عمل سببب می شود فراگران خود را برای آموش آماده سازند و در نتیجه استفاده کارآمد از زمان آموزش تضمین گردد.

 

مرحله دوم: تعیین مخاطبان مورد نظر: خوانندگان مواد و مطالب نوشتاری قبل از هرگونه اقدامی در جهت تهیه مطالب باید مشخص شوند، پس مطالب را مطابق با سطح دانش، مهارت و توان خواندن آنها میتوان تهیه کرد.

ویژگیهای مخاطبان در فرایند تعیین نیازها تشخیص داده می شود.

 

مرحله سوم: تعیین نوع مطالب مورد نیاز: تصمیم گیری در مورد نوع مطالب باید مستقیماً با منظور از تهیه مطلب مرتبط باشد.

اگر هدف از دوره آشنا سازی و توجیه فراگیران جهت حضور در دوره آموزش باشد در اینصورت میتوان مطالب را در قالب یک مجموعه یا بسته تهیه کرد تا شرح کلی از محتوای دوره به فراگیران ارائه دهد.مطالب بسته میتواند بصورت روشور یا کتابچه یا مجموعه ای از مقالات و جزوات باشد.

معمولاً مطالب مورد استفاده در طول آموزش ممکن است یا بصورت جزوات آموزشی تهیه شود یا در قالب مواد کمک آموزشی برای یادگیری یک درس یا حرفه.

جزوات حاوی مطالب کوتاه نوشتاری است که در رابطه با موضوع مورد نظر به دانش آموزان ارائه می شود تا آنرا همراه مطالب ارائه شده در طول آموزش تعقیب کنند یا در خارج ازکلاس و محیط آموزشی برای کسب اطلاعات بیشتر درباره موضوع آنرا مورد مطالعه قرار دهند.

مواد کمک آموزشی به منظور راهنمایی فراگیران در انجام دادن یک وظیفه جدید طراحی می شود و ممکن است حاوی فهرست مراحل انجام کار و پرسشهایی در راستای جلب توجه فراگیران به روش انجام کار یا ارائه دستورالعملهایی در این زمینه باشد.

 

مرحله چهارم: تعیین اهداف آموزشی: اهداف آموزشی رکن و اساس کلیه مواد آموزشی را تشکیل می دهند. نویسنده مطالب نوشتاری باید از منظوری که در ورای مطالب آموزشی نهفته است کاملاً آگاه باشد.

 

مرحله پنجم: تهیه رؤوس مطالب برای محتوای آموزش: رؤوس مطالب براساس میزان آشنایی با محتوا که از طریق تجربه کردن،‌استفاده از تجارب سایر کارشناسان و یا مطالعه مطالب نوشتاری دیگر بدست می آید تهیه می گردد.

رؤوس مطالب درسی هم مشخص می کند که چه مطالبی باید در محتوا منظور شود و هم ترتیب موضوعاتی را که باید در طول دوره آموزش داده شود معین می سازد.

در رؤوس مطالب هر موضوع اصلی به چند موضوع فرعی تقسیم می شود.

 

مرحله ششم: سازماندهی و تنظیم مطالب به منظور تسهیل یادگیری.

رؤوس مطالب درسی در واقع ترتیب قرار گرفتن اجزاء یا عناصر مهم محتوای آموزشی را مشخص می کند. لذا نوشتن مطالب اصلی و فرعی دارای اصولی است که رعایت آنها الزامی است.

-   از ساده به پیچیده

-   از معلوم به مجهول

-   از عینی به انتزاعی

 

 

 

مرحله هفتم: جذابیت مطالب: همیشه باید به جذاب بودن مطالب آموزشی برای اشخاصی که از آن استفاده می کنند توجه کرد.

مدارک جذاب احساس مهم بودن آموزش را در فراگیر بوجود می آورد و مسلماً فراگیر مطالب مرتب سازمان یافته را بیشتر مورد خواندن و استفاده قرار خواهد داد.

 

مرحله هشتم: پیش آزمون نسخه اولیه مطالب آموزشی.

به منظور حصول اطمینان از اینکه فراگیران مطالب ارائه شده را بطور صحیح تفسیر و درک می کنند انجام پیش آزمون مفید و مؤثر است.

مطالب مهم آموزشی قبل از تولید نهایی باید بصورت نسخه اولیه تهیه شود و در مورد گروه کوچکی از فراگیران مورد آزمایش قرار گیرد. پیش آزمون مطالب که در مدت خیلی کوتاه با صرف هزینه محدود انجام می شود ممکن است منجربه پیشرفت های مهمی در زمینه کارایی مطالب آموزشی شده و سبب صرفه جویی قابل ملاحظه ای در استفاده از منابع از قبیل وقت، تلاش و بودجه شود.

 

 

فصل هشتم: تهیه آزمونهای لازم برای اندازه گیری میزان یادگیری فراگیران

 

اندازه گیری میزان یادگیری یکی از جنبه های مهم در امر آموزش و تدوین برنامه درسی است که اغلب نادیده گرفته می شود.

آزمون نیز شکل دیگری از اندازه گیری در آموزش و شاید رایجترین نوع آن باشد.

اندازه گیری میزان یادگیری فراگیران کاربردها و منظورهای متعدد دارد. مربی قبل از هر اقدامی نسبت به تهیه ابزار اندازه گیری باید به 2 پرسش پاسخ دهد.

-        چرا میزان یادگیری فراگیران را مورد اندازه گیری قرار می دهم؟

-        با نتایج بدست آمده از اندازه گیری چه خواهم کرد؟

پاسخهای ارائه شده به این پرسشها منظور مربی از سنجش و اندازه گیری را مشخص می کند.

1-  تأکید بر محتوای آموزشی مهم: مربی با منظور کردن بخشی از دانش در یک آزمون یا هر ابزار دیگری جهت اندازه گیری میتواند آن بخش را مورد تأکید قرار دهد و امکان مرور و دوره کردن درس را برای فراگیران فراهم آورد.

2-  کمک به فرایند یادگیری محتوای آموزشی: استفاده از آزمون جهت اندازه گیری دانش فراگیران به آنها هشدار می دهد که مورد ارزشیابی قرار می گیرند لذا توجه بیشتری به محتوای آموزشی داشته باشند و آنها را بر می انگیزد که محتوا را در خارج از محیط آموزش نیز مطالعه و مرور کنند.

3-  نشان دادن نقاط ضعف یا محدودیت فرگیران کارآموزان: با استفاده از نتایج اندازه گیری میتوان نشان داد که فراگیران تا چه حد در دستیابی به اهداف دوره موفق بوده اند.

در  صورت عدم دستیابی فراگیران به یک هدف یا بخشهایی از محتوا مربی اقدام به طرح فعالیتهای جبرانی کند.

4-  کمک به ارزشیابی دوره آموزش: نتایج بدست آمده در زمینه میزان یادگیری فراگیران می تواند نشانه یا شاخصی برای موفقیت آموزش ارائه شده باشد. این اطلاعات می تواند در تصمیم گیری جهت ارائه دوره در محیط های آموزشی دیگر،‌جایگزین کردن آموزش با چیز دیگر و یا سرمایه گذاری برای بازنگری و اصلاح آموزش سودمند باشد.

5-  کمک به بازنگری برنامه درسی: نتایج ارزشیابی می تواند بخشهایی از برنامه را که ضعیف است مشخص کند. ضعف برنامه نشان دهنده لزوم تجدید نظر در برنامه و منظور کردن مطالب و محتوای جدید و متفاوت است.

 

*برنامه ریزی برای تهیه یک آزمون یا ابزار اندازه گیری

برنامه ریزی آزمون باید با توجه به هدف و محتوای دوره آغاز شود.

با توجه به اینکه نکات محتوایی زیادی برای منظور کردن در آزمون وجود دارد به ناچار باید بخشی از آن جهت اندازه گیری انتخاب شود.

انتخاب یا نمونه برداری از محتوا مرحله ای بسیار اساسی و پیچیده است که باید با توجه به مراحل زیر صورت گیرد.

 

مرحله اول: تعیین قسمتی از محتوای آموزش که قرار است در آزمون منظور شود.

تصمیم گیری دز این مورد تا حدودی اختیاری است و بستگی به مدت و دوره و اهدافی دارد که برای آزمون انتخاب کرده اید. بعنوان مثال اگر دوره آموزشی شما یک هفته ایست میتوان آزمون را یکبار در وسط دوره و یک بار هم در پایان دوره انجام داد. اگر یک دوره آموزشی شش هفته ای باشد میتوان در پایان هر هفته یک آزمون بعمل آورد.

اگر دوره ای را آموزش میدهید که نیاز به مهارت و تبحر زیادی دارد میتوانید برای هر یک از مهارتهای مهمی که در دوره منظور شده صرف نظر از زمان اجرای آنها یک آزمون در نظر بگیرید.

مرحله دوم: مرور محتوای قسمت انتخاب شده و درج آن در فرم مشخصات.

جدول مشخصات فرمی است که مکانیسمی را جهت شناسایی و تعیین پرسشهای آزمون تأمین کرده،‌وجود تعادل و هماهنگی لازم در آزمون را تضمین می کند.

در این مرحله مربی باید اهداف تعیین شده برای دوره را فهرست بندی کرده و عناصر دانش،‌مهارت و نگرش موجود در اهداف را مشخص کند. اینکار به معنای استخراج موضوعات مهم آموزشی از خلاصه مطالب و فهرست کردن آنها در ستون مناسب جدول مشخصات است.

 

نمونه فرم جدول مشخصات

 

 

انواع یادگیری

اهداف                                                   تأکید نسبی

  دانش       نگرش        مهارت        جمع موارد

در یک شرایط میدانی مناسب فراگیران

قادر خواهند بود پتاس، نیترات و فسفات

بافت گیاه را براساس آزمایشها انجام دهد.      20٪

(اهداف دیگری که در راستای همان

موضوع باشد).                                               80٪

 

 

  4                0                1                     5

 

 12                3               4                    19

 

مرحله سوم: تعیین تأکید نسبی هر یک از عناصر یا اجزای محتوای آموزشی.

میزان اهمیت یا ضرورت هر بخش از دوره آموزش و مدت زمانی که باید به هر بخش اختصاص یابد مشخص می گردد.

 

 

مرحله چهارم: تعیین نوع آزمون و پرسشهای مورد نیاز برای هر بخش از محتوا.

پس از کامل کردن جدول مشخصات دارای یک طرح تفصیلی خواهید بود که میتواند شما را در تهیه آزمون راهنمایی کند. با استفاده از این طرح هم میتوانید تعیین کنید چه نوع پرسشهایی برای هر یک از بخشهای محتوا مورد نیاز است و هم اینکه جایگاه اهمیت آنرا در آن آزمون کلی مشخص سازید.

 

انواع آزمونها و ابزارهای اندازه گیری

آزمون و ابزار اندازه گیری فعالیت های پیچیده ای هستند که به شکلهای مختلف انجام میشوند. معمولاً‌مربیان بدلیل کمبود وقت از روشهای ساده اندازه گیری که پاسخگوی نیازهای خاص آنها باشد استفاده می کنند.

مناسبترین و مفیدترین ابزارهای اندازه گیری عبارتند از: آزمون نوشتاری و آزمون عملکرد.

1-  آزمون نوشتاری: آزمونهای نوشتاری رایجترین،‌آسانترین و کارآمدترین نوع آزمون بشمار میروند و عمدتاً‌ به منظور اندازه گیری میزان دانش فراگیر طراحی میشوند. این آزمونها بطور کارآمد بوسیله مربیان و برنامه ریزان تهیه می شوند.

تهیه این آزمون در چارچوب اهداف دوره، اجزای تشکیل دهنده اهداف و رؤوس مطالب محتوای تهیه شده صورت می گیرد.

سؤالات آزمون نوشتاری یا آزمون دانش عباراتی هستند که از فراگیران می خواهد به نحوی به آنها پاسخ دهند. پرسشهای آزمون دانش به دو دسته اصلی تقسیم می شوند:

پرسشهای بازشناسی[10] و پرسشهای تشریحی

الف: پرسشهای بازشناسی: در پرسشهای بازشناسی انگیزه یا محرکی بصورت پرسش یا عبارت تشریحی به فراگیران ارائه می شود تا پاسخ صحیح آنرا انتخاب کنند          ( گزینه های مختلف در اختیار فراگیران گذاشته می شود تا پاسخ صحیح را بشناسند).

سه نوع عمده پرسشهای بازشناسی عبارتند از: پرسشهای چند گزینه ای[11]، پرسشهای صحیح-غلط[12]، پرسشهای جور کردنی[13].

-        پرسشهای چند گزینه ای: این پرسشها رایجترین و متداولترین نوع پرسش است. پرسش چند گزینه ای شامل یک عبارت محرک[14] است که معمولاً‌ اصل یا ریشه پرسش نامیده می شود و برای آن 4 یا 5 گزینه انحرافی ارائه شده است.اصل پرسش ممکن است در قالب یک جمله ناقص یا یک پرسش مستقیم طرح شود، در هر حال فقط یک گزینه باید صحیح باشد.

 

*توصیه هایی جهت تهیه پرسشهای چند گزینه ای:

 ‌توصیه 1:ریشه یا اصل پرسش را با استفاده از زبان ساده و کوتاه تهیه کنید. بعنوان مثال پرسیده شود" بهترین روش تقویت مثبت برای حذف رفتار نامطلوب کودک کدام است" نه اینکه " کدام روش تقویت نمیتواند برای حذف رفتار نامطلوب کودک مناسب باشد؟"

توصیه 2:‌گزینه ها قابل قبول و عاری از ابهام باشد. همه گزینه ها باید به یک اندازه نظر فراگیرانی که درس را خوب نخوانده اند به خود جلب کند.

گزینه ها از نظر دستوری باید با اصل پرسش مطابقت داشته باشد.

باید مراقب باشید تا پاسخ صحیح بدلیل اینکه بهترین گزینه است از پاسخهای دیگر متمایزتر نباشد. مثلاً گزینه های صحیح طولانی تر از گزینه های غلط نباشد.

بهتر است از نوشتن گزینه هایی که جنبه کلی دارند از قبیل " تمام موارد بالا" یا " هیچ یک از موارد بالا" اجتناب شود.

 

توصیه 3:‌ قبل از استفاده پرسشها را مرور و بازنگری کنید. جهت بازنگری سؤالات از دو روش میتوان استفاده کرد:

·     پس از تهیه کلیه پرسشها و گزینه ها بطور منظم آنها را یک به یک مورد بررسی قرار دهید.

·     میتوانید پرسشهای تهیه شده را جهت بررسی در اختیار یک همکار یا یک مربی دیگر قرار دهید و از او درخواست کنید تا نظرات اصلاحی خود را در مورد پرسشها برای شما بازگو کند.

 

-        پرسشهای صحیح- غلط: این پرسشها که آسانترین نوع سؤال تلقی میشوند شرح مستقیم یک موضوع است که کارآموز باید صحت و سقم آن را تشخیص دهد.

این پرسشها دارای محاسنی هستند:

·                    بارم بندی یا نمره دادن به آن آسان است. یعنی مربی به سرعت میتواند صحیح بودن یک مجموعه پرسش صحیح- غلط را تعیین کند.

·     سهولت در تهیه و نوشتن.

·     از این پرسشها میتوان برای تأکید بر بخشهای اصلی محتوا استفاده کرد.

پرسشهای صحیح غلط دارای دو نقص عمده هستند:

·     تنها میتوانند دانش عینی را ارزشیابی کنند لذا نمیتوان آنها را برای سنجش معلومات پیچیده تر مثل قدرت درک کردن و حل مسأله استفاده کرد.

·     بدلیل دو گزینه ای بودن احتمال حدس زدن گزینه صحیح خیلی زیاد است.

 

*توصیه هایی جهت تهیه پرسشهای صحیح- غلط:

توصیه 1: از طرح عبارات کلی اجتنای کنید. عبارات کلی مانند کلاً،‌  عموماً، اغلب، گاهی،‌ معمولاً دارای خصوصیت توصیفی هستند که پاسخ صحیح را فاش می کنند.

 

توصیه 2: از ساده سازی بیش از حد بپرهیزید. سعی نکنید هنگام طرح پرسش مطالب کتاب یا دیگر منابع آموزشی را عیناً‌ نقل کنید. این امر ممکن است سبب شود تا کارآموزان بجای سعی در یادگرفتن مطالب آنها را حفظ کنند.

توصیه 3: در پرسش صحیح- غلط فقط یک عقیده یا نظر باید ارائه شود. اگر یک پرسش دارا دو یا چند بخش باشد ممکن است فراگیران تنها از درست بودن یک بخش اطلاع داشته باشند و از اینرو پاسخ غلط ارائه دهند. این امر سبب میشود برداشت و تعبیر مربی از دانش و معلومات فراگیران نادرست از آب درآید.

 

توصیه 4: از بکار بردن اصطلاح منفی بویژه منفی های مضاعف اجتناب کنید. در بیشتر مواقع فراگیران اصطلاحاتی از قبیل "نه"، "نیست" و... را نادیده می گیرند و در نتیجه پاسخ غلط ارائه می دهند. در صورتی که کاربرد اصطلاح منفی ضروری باشد مربی باید با کشیدن خط زیر کلمات منفی یا نوشتن آن با حروف درشت تر توجه فرگیران را به منفی بودن پرسش جلب کند.

 

توصیه 5: از کاربرد اصطلاح و زبان ناآشنا[15] پرهیز کنید. چون هدف ارزشیابی دانش فراگیران در زمینه محتوای آموزشی است باید از اصطلاحات و واژه های آشنایی که به همان درس مربوط است استفاده کرد.

 

توصیه 6: سعی کنید طول گزینه ها یک اندازه باشد. اینطور نباشد که طول گزینه های صحیح طولانی تر از گزینه های غلط انتخاب شود.

 

توصیه 7: سعی کنید تعداد گزینه های صحیح و غلط یکسان و مساوی باشد. آزمون باید طوری طراحی شود که فراگیران انتظار نداشته باشند تعداد گزینه های صحیح بیشتر از گزینه های غلط و بالعکس باشد.

-        پرسشهای جور کردنی: پرسش جور کردنی نوع خاصی از پرسشهای چند جوابی است،در حالی که پرسش چند جوابی از یک ریشه پرسش و چند گزینه تشکیل میشود، پرسش جور کردنی دارای یک مجموعه ریشه پرسش و یک مجموعه گزینه است.

پرسشهای جور کردنی معمولاً در دو ستون ارئه میشوند،‌یک ستون برای اصل پرسش ها و ستون دیگر برای گزینه ها.

پرسشهای جور کردنی را میتوان برای سنجش میزان دانش فراگیران در زمینه برقراری ارتباط بین مفاهیم گوناگون استفاده کرد.

حسن عمده این پرسشها در کارایی آنها نهفته است. چرا که مربی میتواند در یک مدت زمان کوتاه طیف وسیعی از محتوا را مورد سنجش قرار دهد، در ثانی بدلیل کوتاه بودن تنه و پاسخ سؤال امتیازبندی و نمره دادن به آنها نیز آسان است.

عیب عمده این نوع پرسش دشوار بودن استخراج محتوای سؤال از یک زمینة کلی و محدود بودن این پرسشها در قبال اطلاعات عینی است.

 

*توصیه های لازم جهت تهیه پرسشهای جور کردنی:

توصیه 1: فقط از مطالب همگن استفاده شود. مطالبی که در تهیه اصل پرسش و گزینه ها استفاده میشود باید از یک محدوده یا زمینه کلی باشد بطوری که همه گزینه ها برای هر ریشه پرسش قابل قبول باشد.

 

توصیه 2: دستورالعملهای مختصر و مفیدی برای آزمون تهیه شود. دستورالعمل پرسشها باید قبل از خود پرسشها تهیه شود و دقیقاً اطلاعات لازم را در مورد آنچه از فراگیران انتظار میرود در اختیارشان قرار دهد.

مثلاً اگر فراگیر مجاز است گزینه ای را بیش از یکبار استفاده کنند این امر باید در دستورالعمل قید شود. همچنین نحوه درج پاسخها باید نشان داده شود.

 

توصیه 3: سعی کنید تعداد اصل پرسشها و گزینه ها کم باشد. حداکثر تعداد پرسشهای جور کردنی 10 مورد است. در صورت بیشتر بودن هم پاسخ دادن آنها برای فراگیر دشوار است و هم تصحیح کردن آن برای مربی.

توصیه 4: تعداد گزینه ها باید بیشتر از تعداد پرسشها باشد. به منظور کاهش حدس زدن پاسخ پرسشهای باقیمانده که به دلیل حذف پرسشهای قبلی صورت میگیرد تعداد پرسشها و گزینه ها نباید مساوی و به یک اندازه باشد.

 

توصیه 5: اصل پرسش و گزینه ها باید در یک صفحه نوشته شود. منظور کردن پرسشها و گزینه ها در یک صفحه باعث سهولت پاسخگویی دانش آموزان می شود.

 

توصیه 6: اصل پرسشها و گزینه ها از یک ترتیب منطقی برخوردار باشد (ترتیب الفبایی، عددی، ‌زمانی).

  نمونه ای از پرسشهای جور کردنی

ابزارها

کاربردها

1-              انبردست

2-              پیچ گوشتی

3-              سیم چین

4-              دستگاه برش

5-              آچار چرخ

الف. سفت کردن پیچها

              ب. اتصال سیمها

               ج. بریدن ورق فلزیژ

               د. قطع کردن سیم

ه. بالا بردن وسیله نقلیه

 

چند نمونه از روابطی که میتوان با پرسشهای جور کردنی ارزیابی کرد

مخترع- اختراعات

ابزارها- کاربردها

ماشین ها- نوع استفاده

مسائل- راه حلها

اصطلاحات- تعاریف

 

 

    پرسشهای تشریحی: پرسشهای تشریحی نوع دوم از پرسشهایی است که برای سنجش میزان دانش فراگرفته شده مورد استفاده قرار می گیرد. پرسش تشریحی شامل یک محرک است که فراگیران باید پاسخی برای آن ارائه دهند.

این پرسشها دو گونه اند: کوته پاسخ و انشایی

پرسشهای کوته پاسخ بر سه نوعند:

-   تکمیلی یا پر کردنی[16]: اینها صرفاً جمله ناقصی هستند که فراگیر باید با نوشتن کلمه یا عبارتی جای خالی را پر کند تا جمله صحیح و کامل شود.

 

-   تعریفی[17]: فراگیر باید تعریفی برای یک اصطلاح یا واژه خاص ارائه دهد.

 

 

-   تشخیصی[18]: برای ارزشیابی فراگیران در مورد دروس معینی مورد استفاده قرار میگیرد. به این صورت که نمودار، نقشه یا تصویری نشان داده می شود و فراگیر بعد از مشاهده باید نام آنرا تشخیص دهد و بنویسد.

حسن پرسشهای کوته پاسخ اینست که اصولاً میتوان آنها را برای سنجش میزان اطلاع از حقایق، ‌اصول و فرایندها مورد استفاده قرار داد و ثانیاً در این نوع پرسش دادن پاسخهای صحیح برای فراگیران دشوار است.

مهمترین عیبی که این پرسشها دارند مشکل امتیاز بندی یا نمره دادن است. برخلاف پرسشهای بازشناسی یک پرسش کوته پاسخ ممکن است دارای چندین پاسخ صحیح باشد،‌از آنجایی که واژه ها دارای معانی مختلف هستند تصحیح کننده باید بتواند در مورد قابل پذیرش بودن پاسخها تصمیم گیری و قضاوت کند که این امر معمولاً‌دشوار و زمان بر است.

 

 

*توصیه هایی جهت تهیه پرسشهای کوته پاسخ:

توصیه 1: از فراگیران بخواهید پاسخهای کوتاه و مختصر ارائه دهند. پرسش را بدقت جمله بندی کنید طوری که ارائه پاسخ کوتاه از سوی پاسخ دهنده را تضمین کند. مقدار محلی که برای درج پاسخ منظور میشود میتواند به فراگیر نشان دهد که باید پاسخ کوتاه ارائه دهد.

 

توصیه 2: هر پرسش تکمیلی فقط باید دارای یک جای خالی برای واژه ها یا عبارات تکمیل کننده باشد.

 

توصیه 3:از نقل کردن عین عبارات مندرج در مطالب کتاب و دیگر مطالب آموزشی اجتناب کنید.

 

توصیه 4: مترادفها[19] یا پاسخهای مشابه را نیز هنگام تصحیح و یا در کلید پرسش منظور کنید. (در تهیه کلید تمام پاسخهای احتمالی باید منظور شود).

 

پرسشهای انشایی

این نوع پرسش معمولاً برای ارزیابی اهدافی بکار میرود که قدرت فراگیران را در حفظ مطالب، سازمان دادن و ارائه عقاید و نظریات و مهارتهایی که به دانش وسیع و گسترده نیاز دارد را می سنجد.

پرسشهای انشایی از حیث وسعت دامنه و طول پاسخ با یکدیگر متفاوتند. هدف اصلی پرسش باید ملاک تعیین طول پاسخ باشد.

 

 

حسن عمده این پرسشها اینست که برای سنجش مواردی فراتر از اطلاعات عینی مورد استفاده قرار می گیرد.

عیب پرسشهای انشایی اینست که تصحیح کردن آنها وقت زیادی طلب می کند، همچنین تعیین میزان صحت پاسخها بنحوه تصمیم گیری و قضاوت تصحیح کننده بستگی دارد.

 

*توصیه هایی جهت تهیه پرسشهای انشایی:

توصیه 1: هنگامی از پرسشهای انشایی برای سنجش و اندازه گیری دانش استفاده کنید که سنجش با هیچ یک از پرسشهای دیگر میسر نباشد.

 

توصیه 2: دستورالعملهای ویژه ای به فراگیران ارائه دهید تا از انتظارات شما مطلع باشند.

 

توصیه 3: زمان تقریبی مورد نیاز برای پاسخ دادن به هر پرسش را مشخص کنید.

استفاده از پرسشهای انتخابی را محدود کنید. اینکار سبب میشود تا امتیازبندی آزمون و مقایسه فراگیران مشکل شود. چرا که فراگیران همه به پرسشهای مشابهی پاسخ نمی دهند.

 

توصیه 5: یک پاسخ مطلوب باید قبل از طرح پرسش در آزمون تهیه شود. تهیه پاسخ مطلوب می تواند میزان مطقی بودن پرسش را نشان دهد. همچنین وقت مورد نیاز برای هر پرسش را میتوان براساس آن برآورد کرد و کلیدی برای امتیازبندی تهیه کرد.

 

1-  آزمونهای عملکرد

آزمون عملکرد جهت سنجش میزان مهارتهای فراگیران مخصوصاً مهارتهای حرکتی مورد استفاده قرار می گیرد.

در سنجش عملکرد ه میتوان فرایند انجام وظیفه محول شده و هم نتیجه حاصل از آنرا مورد توجه و تأکید قرار داد فرایند انجام یک وظیفه را میتوان از طریق مشاهده مورد سنجش قرار داد. سنجش نتیجه کار با قضاوت درباره نتیجه حاصل از انجام وظیفه یعنی با مشاهده حاصل کار و قضاوت درباره چگونگی انجام آن صورت می پذیرد.

مهمترین حسن آزمونهای عملکرد اینست که می توانند رفتارهای پیچیده را در شرایط واقعی و عینی مورد ارزیابی قرار دهند.

 

نتایج حاصل از این آزمونها از اعتبار[20] و روایی[21] بالایی برخوردار است.

عیب آزمونهای عملکرد آنست  که تهیه آن به تلاش و وقت یادی نیاز دارد.

 

انواع سیستمها و ابزارهای امتیازبندی

 اصولاً سه نوع سیستم برای امتیازبندی عملکرد مورد استفاده قرار می گیرد.

 

امتیازبندی بوسیله مربی یا سرپرستی که مسئولیت مشاهده  ارزیابی فعالیت ها را بر عهده دارد.

 

امتیازبندی بوسیله همرتبگان: در این نوع امتیازبندی فراگیران شخصاً نتیجه کار یکدیگر را مورد ارزشیابی قرار می دهند.

 

امتیاز بندی توسط خود فرد (خود سنجی): خود سنجی معمولاً بهترین وسیله برای ارزیابی است. شخص می تواند با استفاده از یک مقیاس امتیازبندی کیفیت کا خود را تشخیص دهد و از این طریق پیشرفت شخصی خود را تسهیل و تشویق کند بدون اینکه لازم باشد برای تحول یا پیشرفت از دیگری کمک بگیرد.

 



[1] .curriculum development

[2] .performance objective

[3] .behavioural objective

[4] .restrictions

[5] .one- way communication

[6] .passive learners

[7] .structured exercises

[8] .feasibility

[9] .training support materials

[10] .recognition

[11] .multiple choice

[12] .tru- false

[13] .matching

[14] . stimulus statement

[15] .unfamiliar  language

[16] .completion

[17] .definition

[18] .identification

[19] .synonyms

[20] .credibility

[21] .validity

نوشته شده توسط عیسی کرمی در دوشنبه یازدهم بهمن 1389 ساعت 20:44 | لینک ثابت |
 
پایان نامه | پروژه | مقاله | ترجمه | کارآفرینی | دانلود تحقیق آماده

Top Blog
مسابقه وبلاگ برتر ماه